نکات مربوط به اختلالات قلبی (برونرو سودارث قلب و عروق)

نکات مربوط به اختلالات قلبی (برونرو سودارث قلب و عروق)

یک‌شنبه، ۱۰ بهمن ۱۴۰۰

نکات مربوط به اختلالات قلبی (برونرو سودارث قلب و عروق)

1 آنژین صدری 5 نوع دارد:

1-1.آنژين صدري پايدار (stable) كه در آن الگو ثابت است و به دارو و استراحت جواب ميدهد.

2-1. آنژين صدري ناپايدار (unstable) كه در آن الگو تغيير ميكند و نياز به بستري شـدن دارد و معمـولاً

همراه با آترواسكلروز ميباشد (خطرناكترين نوع).

3-1. آنژين واريانت يا پرينزمتال كه در اثر اسپاسم عروق كرونر سالم به علـت افـزايش ناگهـاني آدرنـالين

معمولاً در هنگام بيدارشدن رخ ميدهد و داروهاي نيترات و كلسيم بلاكر در درمان مؤثرند.

4-1. آنژين شبانه (noctural) كه در اثر نارسايي قلب يا هايپرتروفي بطن چپ به طور ناگهـاني در هنگـام بيدارشدن از خواب ايجاد ميشود و ديگوكسين در درمان مؤثر است.

5-1. آنژين دكوبيتوس كه در پوزيشن هاي خاص مثل خم شـدن يـا درازكشـيدن در اثـر افـزايش فعاليـت سمپاتيك طي ديدن رؤيا يا افزايش بازگشت وريدي و نارسايي قلب رخ ميدهد.

2 .هدف اوليه درمان آنژين، برگشت ناحيه ايسكمي به بافت عادي است.

3 .اقدام فوري بعد از بستري بيمار دچار سندرم حاد كرونري (ACS)، گرفتن راه وريدي ميباشد.

4 .اساس درمان در بيماريهاي ايسكميك برپايه ي كمكردن هر سه عامل پره لود، افترلود و قدرت انقباضي و

در نتيجه كم كردن كار قلب و كاهش نياز قلب به اكسيژن است، ولي در نارسايي قلبي پره لـود و افترلـود را كم كرده و قدرت انقباضي افزايش داده ميشود.

5 .قانون فرانک استارلینگ: هرچه كشيدگي فيبرهاي ميوكارد طي دياستول بيشتر باشـد، قـدرت انقباضـي قلب در سيستول بيشتر ميباشد (رابطه پره لود و قدرت انقباضي).

6 .درمان دارويي آنژين با سه دسته دارويي نيترات، بتابلوكر و كلسيم كانال بلوكر انجام ميشود.

7. نيتراتها شامل سه دسته كوتاهاثر تا 1 سـاعت ( TNG)، متوسـطالاثـر 6 ــ4 سـاعت ( ايزوسـوربايد) وطويل الاثر تا 12 ساعت (نيتروكانتين) ميباشند.

8 .نيتراتها با دو اثر كاهش پره لود (با گشادكردن عروق محيطي) و كاهش افترلود (با گشادكردن آرتريولها)

باعث كاهش كار قلب و كاهش نياز قلب به اكسيژن ميشوند.

9. بهترين طريقه مصرف نيتراتها زيرزباني است و بهترين پوزيشن خوابيده به پشت.

10. آمپول TNG بايد در ظرف تيره و دور از گرما و رطوبت و نور نگهداري شود و هر شش ماه يكبار تعويض شـود.

قبل از حل شدن با بزاق نبايد مكيده شود.

11 .در صورت تازه بودن پرل ها احساس سوزش زير زبان و احساس پري يا ضربان در سر طبيعـي اسـت (در

صورت سردرد ميتوان از استامينوفن استفاده نمود).

12. از نكات مهم درمان با نيتراتها، نگه داشتن فشار خـون سيسـتوليك بـالاي 10 ميليمترجيـوه (چـون در صورت فشار < 10 اثر معكوس دارد) و كنترل تاكيكاردي (چون در صورت تاكيكاردي دياستول كوتـاه و خونگيري كرونر كم ميشود) ميباشد.

13. در صورت درد قفسه سينه بايد سه عدد پرل بهصورت متوالي با فاصله 5 دقيقه مصرف شود و در صورت عدم بهبود به اورژانس مراجعه گردد.

14. مهمترين شكايت ناشي از TNG، سردرد و مهمترين عارضه آن افت فشار خون اسـت. عـوارض ديگـر عبارتند از: تاكيكاردي، فلاشينگ صورت و راشهاي پوستي.

15 .بتابلوكرها دسته دوم داروهاي درمان آنژين علاوه بر بلوك كردن گيرندههاي B1 قلبي و كاهش ضـربان و قدرت انقباضي قلب، گيرنده هاي B2 ريه را هم بلوك كرده و باعـث اسپاسـم بـرونشهـا مـيشـوند، بنابراين در بيماران دچار اختلالات تنفسي مثل آسم و افـراد مبـتلا بـه CHF، كنترانديكاسـيون دارد. از موارد ديگر كنترانديكاسيون بتابلوكرها، هيپوتانسيون، بلوك قلبي، بيماريهاي عروقي اندامها، سـايكوز و افسردگي، كابوس شبانه و ناتواني جنسي است.

16. آنتي دوت ايندرال، آتروپين ميباشد.

17 .دو ساعت بعد از مصرف بتابلوكرها، كنترل نبض و فشار خون از اقدامات مهم پرستاري است.

18. كلسيم كانال بلوكرها دسته سوم داروهاي درمان آنژين با دو اثر گشادكنندگي عروق كرونر (نيفيـديپين) و

كاهش قدرت انقباضي قلب (وراپاميل و آملوديپين) يا هر دو اثر (ديلتيازيم) نقش مهمي در اكسيژنرسـانيبه ميوكارد دارند.

19 .كلسيم كانال بلوكرها در CHF كنترانديكاسيون دارند، چون باعث كـاهش قـدرت انقباضـي مـيشـوند،

همچنين در براديكاردي و بيماريهاي گره SA و AV كنترانديكاسيون دارند.

20 .عوارض كلسيم بلوكرها عبارتند از: هيپوتانسيون، براديكاردي، يبوسـت و مشـكلات گوارشـي، سـردرد و گيجي.

21 .داروهاي آنتي پلاكت مانند آسپرين، تيكلوپيدين و پلاويكس نيز جهت درمان آنژين استفاده ميشوند كـه از تجمع پلاكتي جلوگيري ميكنند.

22 .انفارکتوس میوکارد (MI) دو نوع دارد:

1 كه همراه با ترومبوز بوده و در آن قطعه ST صعود ميكند.

NSTEMI

كه همراه با تجمع پلاكتي بوده و در آن قطعه ST بالا نميرود.

23 .سه هدف جامع درمان MI : عرضه اكسيژن كافي به قلب، پيشگيري از عوارض و آموزش بيمار.

24 .مهمترين تشخيص پرستاري در بيماريهاي شريان كرونر، آنـژين وI درد حـاد در رابطـه بـا انتقـال ايمپالسهاي پوستي و عضلاني و بعد خونرساني ناكافي به عضله قلب ميباشـد و از اولويـتهـاي اول پرستاري تسكين درد و CBR كردن جهت جلوگيري از عوارض است.

25 .جهت تسكين درد مورفين داروي انتخابي 4ـ2 ميليگرم داخل وريدي است كه از طريق كاهش پره لـود و افترلود درد را ميكاهد. عوارض جانبي شامل هيپوتانسيون و دپرسيون تنفسي ميباشد.

26 .شرط استفاده از مورفين، وجود آنتي دوت آن (نالوكسان) ميباشد.

27. موارد منع مصرف مورفين عبارتند از: براديكاردي، كاهش فشار خون، اخـتلال تنفسـي، اخـتلال مغـزي

عروقي و حساسيت به مخدر.

28 .بهترين پوزيشن براي بيماران قلبي، نشسته يا نيمه نشسته و بهترين مايع دكسـتروز 5% اسـت. اكسـيژن بهتر است 6 ـ2 ليتر با ماسك يا نازال كانولا به بيماران قلبي داده شود.

29 .صعود قطعه ST در ECG به علت early repolarization سلولهاي ميوكارد صدمه ديده ميباشد.

30. موج Q در ECG به علت عدم توانايي سلولهاي آسيب ديده جهت دپولاريزاسيون ميباشد.

31 .در MI ، به علت آزادشدن كاتكولآمينها عرق سرد بر پيشاني ظاهر شده و سيستم پاراسمپاتيك فعال و

ايجاد حالت تهوع و استفراغ ميكند.

32 .سطح تحتاني (inferior) قلب توسط RCA خونرساني ميگردد و در ليدهاي III ،II و AVF نمايـان است.

33 . سطح قدامي (anterior) قلب توسط LAD خونرساني ميگردد و در ليدهاي V1-V4 نمايان است.

34 .سطح لترال (latral) قلب توسط LCX خونرساني ميگردد و در ليـدهاي V5-V6 ،AVL ،I نمايـان است.

35 .سطح خلفي (posterior) قلب توسط شاخه اي از RCA و LCX خونرسـاني مـيگـردد و در ليـدهاي D1, AV1, V5, V4 نمایان است.

36. بهترين و ارزشمندترين علامت ايسكمي افت قطعه ST و بعد T برعكس در نوار قلب است كه معمـولاً يك ماه تا يك سال باقي ميماند.

37 .علامت واضح اينجري، صعود قطعه ST و T بلند (10ـ 5 ميليمتر) ميباشد كه 10ـ7 روز بالا مـيمانـد؛ ولي اگر پس از 2 هفته باقي ماند، احتمال پريكارديت مطرح ميشود.

38. علامت نكروز عضله قلب موج Q پاتولوژيك در ECG ميباشد كه به طور دايمي باقي ميماند.

39 . ام ای ( MI) با موج Q را ترانسمورال و بدون موج Q را ساباندوكارديال ميگويند.

40. معمولاً در MI تحتاني به علت تحريك واگ هيپوتانسيون و براديكاردي ايجاد ميشود ولي در MI قدامي به علت تحريك سمپاتيك هايپرتانسيون و تاكيكاردي ايجاد خواهد شد.

41. عوارض انفاركتوس تحتاني عبارتند از: اختلالات SA و AV (مثل براديكاردي سينوسـي و بلـوك هـاي قلبي)، آنوريسم بطن راست، آمبولي ريه، نارسايي بطن راست، پارگي بطن راست و پريكارديت.

42. بعد از انفاركتوس ميوكارد سطح گلوكز و اسيدهاي چرب در اثر تغييرات متابوليك بالا ميرود.

3 عوارض انفاركتوس قدامي عبارتند از: اختلالات ميترال، نارسايي و آنوريسم بطن چپ و CVA.

44 .بيشترين خطر مرگومير در MI تا يك ساعت بعد از MI ميباشد.

45. مناسبترين زمان استفاده از استرپتوكيناز، 6 ساعت اول بعد از MI ميباشد.

46 .معيارهاي انتخاب درمان فيبرينوليتيك عبارتند از: (1) بيشتر از 12 ساعت از شـروع درد نگذشـته باشـد؛

(2) صعود قطعه ST؛ (3) درد قفسه سينه با دوره 30 دقيقه اي؛ (4) عدم پاسخدهي بـه TNG زيرزبـاني؛(5) عدم وجود علت زمينهاي خونريزي.

47. كنترانديكاسيونهاي درمان فيبرينوليتيك: حاملگي، بدخيمي، جراحي اخير، سـابقه زخـم هـاي گوارشـي فعال، سالمندي بالاي 75 سال به دليل افزايش خطر خونريزي مغزي، سابقه خونريزي مغـزي يـا سـكته مغزي غيرِ خونريزي دهنده در يك سال اخير، فشار خون بالا (سيستوليك > 185، دياسـتوليك > 110)،اختلالات خونريزي دهنده چشم مثل رتينوپاتي، گذشت بيش از 12 سـاعت از شـروع درد قفسـه سـينه،

دايسكشن آئورت.

48. عادت ماهيانه خانمها جهت ترومبوليتيك تراپي خونريزي فعال به حساب نميآيد.

49. از اقدامات مهم پرستاري در بيمار قبل از درمان با فيبرينوليتيك، برقراري خط وريدي قبل از تجويز دارو و برقراري يك خط وريدي هپارين لاك جهت گرفتن نمونه هاي آزمايشگاهي است.

50. مهمترين تشخيص پرستاري در بيمار تحت درمان با فيبرينوليتيك، خونرساني ناكافي بافت قلبي ريـوي در ارتباط با ايسكمي و بعد درد حاد قلبي است.

51. شايعترين عارضه فيبرينوليز (SK) خونريزي است.كنترل خونريزي با فشار مسـتقيم توصـيه مـيشـود. جلوگيري از سوراخ كردن غيرضروري بيمار، اجتناب از به كارگيري كاف هاي فشار خون دستي يا خودكـار و استفاده از دستگاه ساكشن كم فشار جهت جلوگيري از خونريزي ضروري است.

52 .خونريزي خفيف لثه ها و محل خط وريدي شايع بوده و باعث نگراني نيست.

53. عوارض ديگر ترومبوليتيك تراپي عبارتند از: واكنشهاي حساسيتي و آنافيلاكتيك مانند كهيـر، خـارش،

برافروختگي، تب و لرز.

54. شواهد برقراري خونرساني مجدد پس از درمان با فيبرينوليتيك: قطع درد قفسه سينه، ديسريتمي هـاي ناگهاني عمدتاً بطني، برگشت قطعه ST بالارفته به خط ايزوالكتريك، بالارفتن سريع آنزيمهـاي CK و تروپونين.

55 .بعد از MI بيمار از نظر فعاليتي ميبايست 12ساعت CBR، بعد از آن تا روز سوم RBR و از روز سـوم به بعد در صورت نداشتن مشكل ميتواند OOB شود.

56. بعد از MI بيمار از نظر رژيم غذايي بايد 6 ـ4 ساعت npo بعد تا 12 ساعت رژيم مايعات و از روز دوم به بعد رژيم غذايي كم نمك،كم چربي،كم حجم، پرپروتئين و سرشار از پتاسيم، منيزيم و فيبر داشته باشد.

57. توصيه هاي هنگام تـرخيص بيمـار MI عبارتنـد از: 4 هفتـه جلـوگيري از فعاليـت جنسـي، 8 ـ6 هفتـه مرخصي استعلاجي كاري، آموزش پاتوفيزيولوژي آترواسكلروز، آموزش مصرف داروها، آمـوزش كـاهش وزن در صورت اضافه وزن، پرهيز از باد و سرما، 6 ماه پرهيز از رانندگي و استفاده از لباسهاي گشاد.

58. انجام ورزشهاي ايزومتريك (شل و سفت كردن عضلات و توليد گرما) در بيماران قلبي ممنوع است.

59. شايعترين عارضه بعد از MI آريتمي است.

60. ايمنترين داروي ضد ديسريتمي بعد از MI آميودارون است.

61 .عوارض ديگر MI عبارتند از: آنوريسم بطني، نارسايي قلبي، شوك كارديوژنيـك و پـارگي قلـب كـه دو

مورد آخر مهمترين عوارض مرگزاي MI ميباشند.

62. پارگي ديواره دو بطن بيشتر در MI سطح قدامي قلب ايجاد ميشود.

63 .درمان كوتاهمدت آنوريسم بطني حاد، پايين نگهداشتن فشار در حد 100 mmhg است.

64. علل شايع اختلالات دريچه اي، تب، اندوكارديت عفوني يا روماتيسمي و MI است.

65 .اولين علامت تنگی میترال، تنگي نفس در هنگام فعاليت و بعد از آن ضعف و خستگي است.

66 .تنگي ميترال باعث هايپرتروفي دهليز چپ، افزايش فشار وريدهاي ريوي (تنگي نفس، ادم ريه وهموپتيزي در اثر پاره شدن مويرگهاي برونشي) و در نهايت هايپرتروفي و نارسايي بطن راست ميگردد.

67. مهمترين آريتمي كه در تنگي ميترال مشاهده ميگردد، فيبريلاسيون دهليزي (AF) است كه مـيتوانـد منجر به لخته و آمبولي گردد؛ بنابراين وارفارين با كنترل PT توصيه ميشود.

68 .علايم رگورژیتاسیون یا نارسایی میـترال شبيه تنگي ميترال است؛ ولي اولين علامت ضـعف و خسـتگي است و باعث هايپرتروفي بطن چپ و به دنبال آن دهليز چپ ميگردد.

69. تنگی دریچه آئورت باعث هايپرتروفي و نارسايي بطن چپ و در نهايت نارسايي طرف راست قلب شـده

و علايمي شبيه تنگي ميترال به علاوه هيپوتانسيون، آنژين، سنكوپ، شـوك و مـرگ ناگهـاني قلبـي در موارد شديد ايجاد ميكند و خطرناكترين تنگي محسوب ميگردد.

70. رگورژیتاسیون یا نارسایی دریچه آئورت هم باعث هايپرتروفي بطن چپ ميگردد و علايـم آن عبارتنـد از: خستگي، تنگي نفس، تپش قلب و افزايش فشار نبض (اختلاف سيستول و دياستول)، نبض چكشـي آبي و JVP برجسته.

71 .تنگی تریکوسپید باعث هايپرتروفي، اتساع دهليز راست، احتقان وريدي سيستمي (ادم بدن)، هپاتومگـالي،

آسيت و در نهايت نارسايي بطن چپ ميگردد.

72 .رگورژیتاسیون یا نارسایی تریکوسپید علايمي شبيه تنگي تريكوسپيد ايجاد ميكند و باعث هـايپرتروفي بطن راست ميگردد.

73 .درمان نهايي در همه ي تنگي هاي دريچهاي، كامشيركتومي (ترميم دريچه) يا تعويض دريچه است.

74. مهمترين تشخيص پرستاري در بيماريهاي دريچه اي، كاهش برونده قلبي است.

75 .در تنگي آئورت ديگوكسين استفاده نميشود و آموزش اجتناب از حمام داغ و فعاليت زياد، توزين روزانـه و دريافت آنتي بيوتيك پروفيلاكسي قبل از پروسيجرها ضروري است.

76 .دريچه هاي مصنوعي به دو دسته مكانيكي (فلزي) و بافتي (بيولوژيك) تقسيم ميشوند.

77 .دريچه هاي مكانيكي نياز به استفاده طولاني مدت از داروهاي ضد انعقادي دارند.

78 .دريچه هاي بافتي به سه دسته اتوگرافت، هموگرافـت (آلوگرافـت) و هتروگرافـت ( گزنوگرافـت) تقسـيم

ميشوند و جهت افرادي كه نميتوان داروي ضد انعقاد تجويز كرد (مانند افراد در سـنين بـاروري، افـراد مسن و افراد با سابقه خونريزي يا زخم معده) مناسب هستند. در ضمن، در جراحـي همزمـان CABG و هم از اين دريچه ها استفاده ميگردد.

79. دريچه اتوگرافت دريچه ريوي خود فرد است. دريچه هاي هموگرافت از جسد انسان برداشته ميشـوند و دوام آنها بيشتر از هتروگرافت است. دريچه هاي هتروگرافت، گاوي يا خوكي ميباشند.

80 .در نارسایی قلبـی و كارديوميوپاتي، برونده قلبي افت ميكند و باعث تحريك سـمپاتيك و فعـال شـدن پاسخ رنين ـ آنژيوتانسيون و در نتيجه تاكيكاردي، تنگي عروق و احتباس آب و سديم ميشود. بنـابراين مهمترين توصيه در رژيم غذايي، محدوديت آب و سديم است.

81 .شايعترين علت بستري افراد بالاي 65 سال، نارسايي قلبي (CHF) است.

82. نارسايي قلبي براساس علايم و شدت به 4 گروه تقسيم ميگردد:.

1 در نارسايي درجه I ، با فعاليت طبيعي روزانه علايم شروع نميشود و نياز به درمان پيشگيرانه دارد.

2 در نارسايي درجه II ، با فعاليت طبيعي علايم شروع ميشود، ولي با استراحت فروكش ميكند و نيـاز به درمان عوامل خطر دارد.

3 در نارسايي درجه III ، با حداقل فعاليت علايم شروع ميشود و در زمان استراحت بدون علامت اسـت و نياز به درمان عوامل خطر به علاوه درمان علايم HF دارد.

4 در نارسايي درجه IV ، با هر نوع فعاليتي علايم شروع شده و در زمان استراحت نيز وجود دارد و نيـاز به درمان، داروهاي اينوتروپ و پيوند قلب دارد.

83 .نارسايي سمت چپ قلب باعث احتقان و افزايش فشار خون ريه، انواع تنگي نفس و در نهايت ادم ريـه و سيانوز ميشود و ميتواند سبب نارسايي سمت راست شود.

84. نارسايي سمت راست قلب باعث ادم محيطي يا ساكرال، آسـيت، هپاتومگـالي، اسـپلنومگالي و افـزايش CVP و JVP (بهترين ناحيه بررسي ادم ناحيه ساكروم است).

85. در مرحله حاد نارسايي قلبي، داروهاي گشادكننده عروق و ديورتيك (جهت كاهش پره لـود) و داروهـاي

اينوتروپ مثبت (جهت بهبود كاركرد قلب) استفاده ميشود.

86. وقتي مرحله حاد كنترل شد، داروهاي خوراكي جايگزين ميشـوند كـه عبارتنـد از: (1) داروي اينـوتروپ انتخابي جهت درمان ديگوكسين است و باعث افزايش قدرت انقباضـي و بـرونده قلـب و جلـوگيري از ديسريتمي ها ميشود. (2) ديورتيكهاي انتخابي گروهي هستند كه باعث دفع پتاسيم نميشوند (ماننـد تريامترن و اسپيرونولاكتون). (3) بتابلوكرها باعث كاهش پره لـود مـيشـوند و معمـولاً جهـت نارسـايي سيستولي استفاده ميگردند. (4) مهاركنندههاي تبـديل آنژيوتانسـيون ( 5) .(ACEI) بلـوك كننـده هـاي گيرندههاي آنژيوتانسيون (ARB) كه با گشادكردن عروق افترلود را كاهش ميدهند. (6) مورفين جهـت كاهش اضطراب و هايپرونتيلاسيون.

87 .بلوك كننده هاي كانال كلسيم جهت درمان نارسايي قلبي كنترانديكاسيون دارند.

88 .اسپيرونولاكتون از طريق مهار آلدسترون باعث افزايش دفع آب و سديم و كاهش دفع پتاسيم ميگـردد. از عوارض آن ميتوان به اختلال گوارشي، كاهش توان جنسي و بزرگ شدن پسـتانهـا (ژنيكوماسـتي) اشاره نمود.

89. ديگوكسين هدايت ايمپالسها از گره AV را كاهش ميدهد.

90. سطح درماني ديگوكسين 2ـ 0/5 ميليگرم در ميليليتر است و مسمومیت با دیژیتال از عـوارض مهـم آن بوده كه علايم اوليه آن تپش قلب و بياشتهايي است. علايم بعدي شامل سردرد، خستگي، تهـوع و استفراغ، ديدن جرقه هاي نوراني و هاله زرد دور چراغ،دوبيني و آريتمي هاي خطرناك (شايعاً آريتمي هـاي بطني) است.

91. مهمترين تشخيص پرستاري در نارسايي قلبي حاد، اختلال تبادل گازها در رابطه با عدم تناسب تهويه به پرفيوژن يا شانت داخل ريوي و بعد اختلال در فعاليت، افزايش حجم مايعات داخل عروقـي و در نهايـت مشكلات سايكولوژيك است.

92. مهمترين آموزش به بيماران دچار نارسايي قلبي، پاتوفيزيولوژي آن و بعد تعادل مايعات، رژيـم غـذايي و توزين روزانه است.

93 .رژيم غذايي در نارسايي قلبي با محدوديت نمك (حداكثر 2 گرم روزانه) و محدوديت مايعات (حـداكثر 2 ليتر روزانه) است و در صورت دريافت لازيكس، رژيم غذايي بايد پرپتاسيم باشد.

94. انواع کاردیومیوپاتی عبارتند از:

 هايپرتروفيك (كشنده ترين نوع)

 متسعشده (شايعترين نوع)

 محدودكننده (نادرترين نوع).

95. اولين آزمون تشخيصي مهم براي تشخيص كارديوميوپاتي اكوگارديوگرافي است.

96 .علايم كارديوميوپاتي هايپرتروفيك شبيه علايم نارسايي قلبي است، بهعلاوهي علايم ايسكمي ميوكـارد، آريتمي، سنكوپ و سكته مغزي.

97 .درمان در كارديوميوپاتي مانند نارسايي قلبي است و در نوع شديد پيوند قلب است.

98. مهمترين تشخيص پرستاري كارديوميوپاتي، كاهش برونده قلبي است.

99 .شايعترين و مهمترين تشخيص پرستاري قبل از عمل جراحي قلـب اضـطراب اسـت و طـرح مراقبتـي

جهت كاهش اضطراب به خاطر پذيرش عمل توسط بيمار صورت ميگيرد.

100. آموزش به بيمار كانديد عمل جراحي قلب بايد از 15 روز قبل انجام گيرد.

101 .اولويت مراقبتهاي پرستاري قبل از عمل جراحي قلب براساس نياز بيمار است.

102. از 9 روز قبل از جراحي قلب ASA، از 7ـ 5 روز قبل هپارين و وارفارين، از 48 ساعت قبل ديژيتـال و از

شب قبل نيتراتها قطع ميگردد.

103. افزايش ميزان هپارين حين عمل جراحي قلب با آزمايش CT و بعد از عمل جراحـي بـا آزمـايش PTT انجام ميشود.

104. درمان فوري افزايش هپارين، سولفاتپروتامين است.

105. بعد از عمل جراحي قلب،شايعترين اختلال الكتروليتي، هيپوكالمي در اثـر دريافـت داروهـاي ديورتيـك حين عمل است.

106. درناژ قفسه سينه بيمار بايد < 200 سيسي در ساعت باشد.

107 .توقف ناگهاني درناژ لوله سينه اي و تجمع خون در فضاي مدياستن ميتواند باعث ايجـاد تامپونـاد قلبـي شود.

108 .بعد از عمل جراحي جهت برقراري شرب بافتي كافي از جوراب فشاري الاستيك استفاده ميشود.

109 .قند خون ناشتاي مجاز بعد از جراحي قلب 110ـ80 است.

110. از توصيه هاي هنگام ترخيص، پرهيز از بلندكردن اجسام سنگين و پرهيز از رانندگي 8 ـ6 هفته و تعديل

عوامل خطر است.

111. بعد از پيوند قلب چون ارتباط حسي عصبي با بدن قطع است، بيمار بايد فعاليت خود را به تدريج افـزايش يا كاهش دهد، زيرا جهت رسيدن ضربان قلب به تعداد مناسب با فعاليت 30ـ20 دقيقه وقت لازم است.

112. بعد از پيوند قلب، ريتم قلب دو موج P دارد كه يكي بي پاسخ است. قلب سمپاتيك و پاراسمپاتيك نـدارد. تعداد ضربان قلب ثابت است و آتروپين اثري ندارد.

113 .بعد از پيوند قلب به خاطر مصرف ايميونوساپرسيوها آموزش كنتـرل عفونـت بسـيار مهـم اسـت (درجـه

حرارت بالاي 37/3 عفونت تلقي ميگردد).

114. شايعترين عامل ايجادكننده انـدوکاردیت عفـونی، اسـتافيلوكوك ارئـوس و در انـدوکاردیت رماتیسـمی

استرپتوكوك بتاست.

115 .تظاهرات باليني اندوكارديت عبارتند از: تب و لرز، بيحالي و بياشتهايي، همـاچوري، پتشـي، گـره هـاي

اوسلر (معمولاً در نوك انگشتان و پنجه ها)، جنوي لسيون (در كف دستها و پاهـا)، لكـه هـاي روث (در شبكيه)، هموراژي اسپلينتر (زير ناخنها) و سوفلهاي قلبي.

116 .تستهاي تشخيصي اندوكارديت راديوگرافي قفسه سينه و اكوكارديوگرافي (ترجيحاً از راه مري) است.

117. درمان اندوكارديت، آنتي بيوتيك تراپي طولاني مدت است.

118. مهمترين تشخيص پرستاري در اندوكارديت، كاهش برونده قلبي است.

119. ويژگي مشخص تب روماتیسمی، پلي آرتريت است كه منجر به میوکاردیت ميشود.

120 .تا 5 سال بعد از ابتلا به ميوكارديت، بارداري ممنوع است.

121. شايعترين تومور خوش خیم قلب ميكزوماست كه با اكوكارديوگرافي تشخيص داده ميشود.

122. برجسته ترين مشخصه پریکاردیت، درد شديد به هنگام تنفس و تمايل به خم شدن به جلوست.

123. در پريكارديت در صورت افيوژن شديد مايع، تامپوناد قلبی ايجاد ميشود كه با 4 علامت مهـم افـزايش فشار وريدهاي سيستميك (افزايش CVP و برجستگي JVP)، كاهش BP، كاهش فشار نبض (اختلاف سيستول و دياستول) و صداهاي قلبي بسيار گنگ مشخص ميگردد.

124 .شايعترين علت پريكارديت در ايران بيماري سل است.

125 .درمان پريكارديت، ساليسيلات با دوز بالا، كورتون و پريكارديوسنتز است.

126. ادم حاد ریه در اثر نارسايي بطن چپ ايجاد ميگردد كه در عرض چند دقيقه ميتواند باعث ظاهر شـدن علايم گردد.

127. نشانه كلاسيك ادم حاد ريه خلط كف آلود صورتي است. علايم ديگر شامل تنگي نفس، سيانوز مركزي، پوست مرطوب و سرد، سمع ويزينگ در مراحل ابتدايي و رال در مراحل انتهايي بيماري اسـت. PCWP در ادم حاد ريه به بالاي 30 ميليمترجيوه ميرسد.

128. در ابتدا به علت افزايش تنفس هايپوكاپني ايجاد ميگردد، ولي اگـر وضـعيت بـاقي بمانـد باعـث ايجـاد هايپركاپني ميگردد.

129 .درمان شامل اكسيژن تراپي با استفاده از PEEP يا EPAP، مورفين، نيترات، دوپامين، پوزيشن نشسته و

پاها آويزان از تخت و استفاده از تورنيكه چرخشي (با فشار كمي بالاتر از دياستول و به صورت بستن سـه عضو به مدت 45دقيقه و سپس بازكردن به مدت 15 دقيقه و چرخاندن در جهت عقربه هاي ساعت) است.

130. هنگام ترخيص بيمار ادم ريوي، آموزش جهت توزين روزانه (صبحها بعد از يكبار ادراركردن) و در صـورت افزايش وزن بيش از 3 پوند (1/5 كيلوگرم) در روز، يا 5 پوند (2/5 كيلوگرم) در هفته تماس با پزشـك و همچنين آموزش محدوديت نمك و مايعات در رژيم غذايي داده ميشود.

131. هایپرتانسیون شریان ریوی (PAH) ممكن است اوليه با علت ناشناخته يا در اثر عواملي مثل بيماريهـاي مزمن ريوي، اختلالات ترومبوآمبوليك يا هايپرتانسيون وريد ريوي ايجاد گردد.

132. هايپرتانسيون شريان ريوي در نهايت باعث هايپرتروفي بطن راست و نارسايي قلبي ميگردد.

133 .بهترين تست غيرتهاجمي براي تشخيص هايپرتانسيون شريان ريوي، اكوكارديوگرافي و بهتـرين تسـت تهاجمي كتتريزاسيون است كه فشار شريان ريوي در حالت استراحت > 25 است.

134 .درمان شامل كلسيم بلاكر، پروستاسيكلين، ضد انعقاد، ديورتيك و اكسيژن است.

135 .تشخيص هاي پرستاري هايپرتانسيون شريان ريوي به ترتيب اهميت شامل: اختلال تبادل گاز در رابطـه با عدم تناسب تهويه/پرفيوژن يا شانت داخل ريوي، كاهش برونده قلبي، اختلال الگوي خواب در رابطه با آپنه خواب، اضطراب و كمبود آگاهي است.

136. آنوریسم آئورت اتساع موضعي ديواره شرياني و تغيير در شكل رگ و جريان خون است كـه در قسـمت شكمي شايعتر است و مهمترين عامل آن هايپرتانسيون و تغييرات آترواسكلروتيك آئورت است.

137. شايعترين نوع آنوريسم آئورت در قسمت سينهاي ايجاد ميشود (در آنوريسم صدمه به لايـه ميـاني رگ

وارد ميشود) و شايعترين علت آن آترواسكلروز است.

138. آنوريسم آئورت شكمي با درد شكم و احساس توده ضرباندار در شكم و صداي بروئي مشخص ميگـردد و در صورت پاره شدن، مهمترين علامت آن درد قسمت تحتاني پشت است.شايعترين محـل آن ناحيـه ديستال نسبت به شريان كليوي است.

139 .تست تشخيصي آنوريسم آئورت شكمي، تست آرتريوگرام است.

140 .شايعترين ناحيه درگير در آئورتيت، قوس آئورت و شايعترين علامت، درد زيـر اسـترنوم و تنگـي نفـس

است.

141 .دایسکسیون یا جداشدگی آئورت هنگامي رخ ميدهد كه لايه اينتيمـاي شـريان پـاره شـده و مجـراي كاذبي در ديواره رگ ايجاد گردد كه باعث نقص خونرساني به ارگانها ميشود.

142. مهمترين علامت دايسكسيون آئورت درد شديد و ناگهاني قفسه سينه يا پشت است كه بـه پشـت پاهـا انتشار مييابد. علايم بعدي آن مانند رگورژيتاسيون آئورت است.

143. دايسكسيون آئورت با اكو از راه مري و CTscan قابل تشخيص است و چنانچه در آئورت صعودي باشد نياز به جراحي دارد.

144. تشخيصهاي پرستاري در آنوريسم و دايسكسيون آئورت بر كاهش برونده قلبي متمركز است.

145. به آرتريولها (شريانهاي كوچك) عروق مقاومتي ميگويند و به ونولها (وريـدهـاي كوچـك) عـروق ظرفيتي ميگويند.

146. لايه هاي رگ از داخل به خارج عبارتند از: اينتيما، لايه مياني و ادونتيس.

147 .شايعترين علت نارسایی شریانی آترواسكلروز است.

148 .مهمترين علامت نارسايي شرياني محيطي، لنگيدن متناوب است و بعد درد و سپس تغييـرات آتروفيـك بافت مطرح است.

.149 مهمترين تشخيص پرستاري در بيماريهاي شريان محيطي هم درد حاد است.

150. مهمترين خطر در اختلالات وریـدی ترومبوز وريدهاي عمقي (DVT) است كه ميتواند منجر به آمبولي ريوي (PE) شود.

151. عامل مستعدكننده اصلي DVT عبارتند از: استاز يا ايستايي خون، آسيب اندوتليالي و انعقادپذيري بالا.

152. در DVT گرم نمودن عضو، بانداژ و ورزشهاي اكتيو و پاسيو تا زمانيكه لخته حل نشده اسـت، توصـيه نميشود.

153 .تست تشخيصي ترومبوز وريدهاي عمقي تست هومان است كه عبارت است از درد پشت ساق ناشـي از خم كردن سريع پا. تستهاي تشخيصي ديگر اولتراسوند وريدي و آزمايش D-Dimer ميباشند.

154. اقدامات پرستاري بر پيشگيري از بروز DVT تمركز دارد و تحرك زود هنگام بعد از جراحي و اجتنـاب از استراحت در تخت مؤثرترين راه پيشگيري است.

155. مهمترين تشخيصهاي پرستاري در DVT عدم تحمل فعاليت در رابطـه بـا بـيحركتـي و درد حـاد و بيقدرتي اندام و احتمال ايجاد آمبولي ريه است.

156. در اختلالات وريدي بالا نگهداشتن اندام و در اختلالات شرياني پايينتر قـراردادن انـدام بـا زاويـه 15 درجه توصيه ميشود.

157. در صورت اختلال دریچه های لانه کبوتری وريدها، عدم استفاده از لباسهاي تنگ و قراردادن پـا در آب سرد باعث فعال كردن پمپ عضلاني و بهبود ميگردد.

158. تست تشخيصي اختلال دريچه هاي لانه كبوتري وريدها، تست ترندلنبرگ است.

159. بیماری بورگـر التهاب عودكننده شريانها و وريدهاي متوسط و كوچك با حساسيت بـه سـرما و اسـترس است و مهمترين علامت آن لنگيدن و درد متناوب در هنگام فعاليت است.

160. بیماری رینـود انقباض متناوب شريانهاي كوچك انتهايي (انگشتان دسـت) بـا سـه علامـت گـانگرن،

كلابينگ و شكنندگي ناخن است.

161 .سندرم مارفان تخريب لايه مياني آئورت و مرتبط با آنوريسم آئورت است.

162. شايعترين نوع لنفودما نوع مادرزادي آن است كه سبب علامت پافيلي ميشود و جهـت درمـان بايـد از

قراردادن عضو پايينتر از سطح بدن اجتناب گردد.

163 علايم آمبولی شریـانی پنج P است .كه عبارتند از: رنگ پريـدگي (Pale)، فقـدان نـبض (Pulseless)،

درد (Pain)، اختلال حسي (Paresthesua) و اختلال حركتي (Paralysis).

164. در واريس، وريدها خاصيت ارتجاعي خود را از دست ميدهند.

165 حاملگي باعث واريس وريدها به طور اوليه ميشود و عدم فعاليت ميتواند باعث DVT گردد.

166. بعد از جراحي واريس پا بانداژ الاستيك پا يك هفته و elevation پا توصيه ميشود.

167 .در افزايش فشار هيدر واستاتيك و استاز وريدي كرامپهاي عضلاني شبانه ساق پا مشاهده ميشود.

168. تشكيل لخته در عروق همراه با التهاب ديواره عروق را ترومبوفلبیت و بـدون التهـاب ديـواره عـروق را فلبوترومبوز ميگويند.

169.مقدار 75 درصد كل زخمهاي پا در اثر نارسايي مزمن وريدي و 20% به علت نارسايي شرياني است.

170. شلي متناوب عضله در اثر اكسيژناسيون ناكافي به وجود ميآيد و جهت درمان از پنتوكسيفيلين اسـتفاده

ميگردد كه باعث بهبود جريان خون عروق كوچك ميگردد.

171 .شايعترين نوع هایپرتانسـیون، نوع اوليه است كه معمولاً طي چند سال بالا رفته است و مهمترين علـت آن هم غم و اندوه است.

172 .شايعترين نشانه هايپرتانسيون سردرد است.

173 .جهت اندازه گيري فشار خون از دست، ديافراگم گوشي بر روي شريان براكيال قرار داده ميشود.

174. اورژانس هايپرتانسيو وقتي است كه BP به صورت حاد بـه بـالاي 180/120 برسـد و احتمـال اخـتلال

عملكرد اندامها وجود داشته باشد. هدف اصلي در درمان كاهش فشار خون تا 25% در 6 ـ2 ساعت بعـد از پذيرش و رساندن BP به 140/90 يا كمتر قبل از ترخيص است.

175. خط اول درمان هايپرتانسيون نيتروپروسايد سديم يا نيتروگليسرين (TNG) وريدي است.

177. در صورت بروز سكته مغزي،كاهش شديد فشار خون توصيه نميگردد و در بيماران كرونري لازم اسـت فشار خون دياستولي كافي جهت پرشدن شريانهاي كرونري حفظ گردد.

178 .مهمترين آموزشها جهت هايپرتانسيون، تغيير سبك زندگي، رژيم غذايي و تنظيم وزن است.

179. مهمترين علـل انعقـاد منتشرـ درون عروقـی (DIC) عبارتنـد از: عفونـت، شـوك، اسـيدوز متابوليـك،فوريتهاي زايماني، سرطان، مارگزيدگي و سوختگي.

180 .مهمترين عارضه DIC ايسكمي بافتي است كه ميتواند باعث انفـاركتوس قلبـي، نكـروز حـاد كليـوي، انفاركتوس روده و CVA شود.

181. مهمترين تشخيصهاي پرستاري DIC عبارتند از: كمبود حجم مايعات، كـاهش بـرونده قلبـي، خطـر عفونت، خطر خونريزي.